عبدالله مستوفى
437
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اگر دعوت بشام يا نهار باشد ، طبعا صد الى دويست نفرى فقير و محروم هم از فاضل غذا استفاده خواهند كرد . از طرف ديگر ، دوره هم ديگر اقتضا نداشت كه مثل دامادهاى سى چهل سال قبل ، بقول سراج الملك اصفهانى ، « لا پالون قائم شوم » و ميل من در ترتيب مجلس مداخله نداشته باشد . به همين جهت بود كه مجلس عقد را مختصر و محترم و مجلس عروسى را مفصل و با شام و جمعيت زيادتر برپا كردند . برحسب ساعت ، عقدكنان بايد صبح به عمل آيد ، برادرها و خواهرهايم با اجراء كنندگان صيغه كه طرف ايجاب آن آقاى حاجى امام جمعه خوئى ( ملا و مجتهد مشروطه ) بود ، به منزل عروس رفته در ساعت مقرر صيغه جارى شد . در اين دوره كه مجالس عقدكنان مفصل ميگرفتند ، رسم شده بود كه داماد با لباس ردنكت مشكى بايد در همان نزديكى و بدسترس حاضر باشد كه بعد از اجراى صيغه بمجلس عقد زنانه برود و پهلوى عروس روى صندلى بنشيند و براى دفعهء اول در آينهء پاى عقد كه جلو عروس گذاشتهاند ، همسر خود را ديده و مطربها آهنگ « بادا بادا مبارك بادا » را بزنند و بخوانند . البته خانمهاى مهمان هم چادر نمازهاى خود را بسر افكنده ، روى خود را تنگ ميگرفتند و از تماشاى اين اولين ملاقات داماد و عروس و يادآورى عروسى و اولين ملاقات خود با شوهرشان ، به حساب اين داماد و عروس ، كيف ميكشيدند . ولى چون عقدكنان ما مختصر و عروسى هم فردا شب بود ، خدا بشاهزاده واليه عمر بدهد ، مرا از اقتفاى اين رسم كه فردا شب درهرحال گرفتار آن بودم نجات داد . ولى من ميخواستم مجلس عقد محترمانهاى كه رفقاى درجه اولم در آن حضور داشته باشند ، برپا شود . بنابراين ، عصر همانروز در منزل حاجى فخر الملك مجلس رسمى عقدكنان منعقد شد . مدعوين وزراى حاضر و وزراى دورههاى قبل و اجمالا تمام منتظر الوزارهها و رئيس مجلس دورهء ماقبل ( جناب آقاى مؤتمن الملك ) و مرنار رئيس خزانه و از خانوادهء خودمان هم هفت هشت نفرى از درجه اول دعوت شدند . عده بيشتر از سى چهل نفر نبود . رسم قديم دلمه ، ولى بدون شاخه نبات به عمل آمد . برادرم آقا ميرزا رضا كه رقعهء دعوت هم بامضاى او بود تقسيمكنندهء دلمه شد . عروسى مجلس عروسى يك شب بود ، صد و پنجاه نفرى مردانه و در همين حدود هم زنانه وعده داشتند . دعوتكنندهء آقايان ، برادرم آقا ميرزا رضا و رقعهء دعوت خانمها به مهر مادرم بود . مجلس مردانه ، در خانهء برادرم آقا ميرزا رضا و مجلس زنانه در خانهء خودمان منعقد شد و اولين دستهء مطرب مردانه و زنانه براى سرگرم كردن مهمانها دعوت شده بودند . دستهء مردانه ، دستهء حسن على اكبر بود . اين دسته ، شخصى بلقب مطربى حاجى لره داشت كه لهجههاى كاشى و اصفهانى و لرى و قزوينى و ترك و كاكاسياه را با اصطلاحات آنها به خوبى تقليد ميكرد و الحق مرد بامزهاى بود . حتى بعضى از آنكدتهاى اروپائى را هم وارد مطايبات خود كرده ، ببذلهگوئى خود جنبهء ادبى و اخلاقى هم ميداد .